ميرزا أحمد الآشتياني
35
طرايف الحكم يا اندرزهاى ممتاز ( فارسى )
بشيء يشبهه ، و لا يهرم للبقاء ، و لا يصعق لذعرة شيء ، و لخوفه تصعق الأشياء كلّها ، فكان اللّه حيّا بلا حياة حادثة ، و لا كون موصوف ، و لا كيف محدود ، و لا أين موقوف ، و لا مكان ساكن ؛ بل حىّ لنفسه ، و مالك لم تزل له القدرة ، أنشأ ما شاء حين شاء بمشيّته و قدرته ، كان أوّلا بلا كيف ، و يكون آخرا بلا أين « و كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ، لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ ، تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ » .
--> و نيستى هر يك باراده و مشيت او است ) . اى جود تو سرمايهء بود همه كس * اى ظل وجود تو وجود همه كس گر فيض تو يك لحظه بعالم نرسد * معلوم شود بود و نبود همه كس و براى دوام خداوند اندازه و پايانى نيست ، و شناخته نميشود به چيزى كه مانند او باشد ( چون مانند ندارد ) و در اثر دوام وجود ، از قدرت و توانائى او كاسته نميشود ، و بيهوشى از هراس چيزى عارض او نميگردد ، و از خوف او همه موجودات بيهوش ميشوند ( مقصود بيهوشى است كه در نزديكى قيامت براى موجودات پديد مىآيد ، چنانچه در قرآن مجيد فرموده : وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ و صور جمع صورت است و نفخه دو نفخه است : نفخهء ميراندن و نفخهء زنده كردن ) خداوند زنده است نه به حيات عارض تازهاى و ( موجود است ) نه بوجودى كه به وصف درآيد يا بعارضى كه بر او وارد گردد تا محدود شود ، و نه به مكان برقرار و ساكنى و ثابتى بلكه او بذات خود داراى حيات است ، و پادشاهى است كه توانائى او بىزوال است ، آنچه را ايجاد كرده بمشيت و قدرت ذاتيه خود بوده ، خداوند اول هر چيزى است بدون چگونگى ( يعنى اوليتش ذاتى است و مراد اصليت و عليت است ، نه چون ممكنات كه اوليت آنها زمانى يا مكانى است و عارض بر ذات انها است ) و آخر هر چيزى است نه بطور مكانى كه ممكنات را است ( خداوند اول و آخر است نسبت بموجودات ولى نه اوليت و آخريت مكانى يا غير آن كه در ممكناتست ، بلكه مراد از اوليت ، تحقق وجود موجودات است بانشاء و اشراق خداوند ، و مراد بآخريت ، رجوع و بازگشت تمام موجودات قابل بقاء است بعالم آخرت ) « و هر موجودى در ذات خود فنا پذير است مگر ذات مقدس خداوند ( چون خداوند بذات خود متوجه بموجودات است لذا از ذات ، بوجه تعبير شده است ) خلق و فرمان تكوينى براى اوست ( و ممكن است مراد از خلق و امر ، عالم خلق كه مسبوق بماده است باشد ، و عالم امر مراد عالم مجردات است كه به صرف امر تكوينى و بدون مادهء سابقه موجود ميشوند باشد ) منزه و پر نفع است ذات مقدس خداوندى كه پروردگار جهانيان است » .